تأثیر جنگ بر هوانوردی: آنچه سرمایهگذاران و صاحبان مشاغل باید درباره خطوط هوایی زمینگیر شده بدانند
چهار دهه پیش، در بحبوحه یک درگیری متفاوت در خلیج فارس، حاکمان دبی شرکت هواپیمایی امارات را راهاندازی کردند، هواپیمایی که برخلاف انتظارات، به یکی از بزرگترین و سودآورترین شرکتهای هواپیمایی جهان تبدیل شد. امروز، امارات و سایر خطوط هوایی منطقهای به دلیل جنگ جاری در ایران، با مهمترین چالش خود از زمان همهگیری کووید-۱۹ روبرو هستند.
این درگیری، خطوط هوایی منطقه را مجبور به لغو دهها هزار پرواز کرده و برنامههای سفر میلیونها نفر را که بسیاری از آنها به مقاصد دیگر سفر میکردند، مختل کرده است. اکنون مسائل حیاتی پیرامون میزان اثربخشی مدیریت بحران توسط امارات و همتایان منطقهای آن و جدول زمانی برای بهبود اوضاع است.
مایک مالک، مدیر ارشد صنعت در شرکت دادههای هوانوردی سیریوم، بر اهمیت مراکز هواپیمایی خلیج فارس تأکید کرد و اظهار داشت: “این مراکز برای اتصال مسافران ضروری شدهاند، اما وقتی چنین اختلالاتی رخ میدهد، کل سیستم از کار میافتد.”
موفقیت سه شرکت هواپیمایی بزرگ خلیج فارس - امارات، قطر ایرویز و اتحاد ایرویز - ارتباط نزدیکی با مزیت جغرافیایی آنها داشته است. این مراکز که در دبی، دوحه و ابوظبی واقع شدهاند، در فاصله پروازی مناسبی برای بخش بزرگی از جمعیت جهان قرار دارند و آنها را برای سفرهای طولانی مدت مانند نیویورک به دهلی نو یا لندن به سیدنی ایدهآل میکنند. علاوه بر این، با حمایت قوی دولت و رهبری مدیران باتجربه جهانی، این خطوط هوایی در جایی رونق گرفتهاند که سایر خطوط هوایی در منطقه نتوانستهاند.
طبق گزارش سیریوم، این شرکتهای هواپیمایی بر مسیرهای بین اروپا و آسیا تسلط دارند و حدود یک سوم مسافران را از اروپا به آسیا و نیمی از مسافران را از اروپا به استرالیا و اقیانوس آرام جنوبی منتقل میکنند. در مجموع، انجمن بینالمللی حمل و نقل هوایی گزارش داد که سال گذشته ۲۲۷ میلیون مسافر از این منطقه عبور کردهاند.
با این حال، جنگ جاری به شدت ترافیک هوایی را فلج کرده است. از 28 فوریه، بیش از 52000 پرواز به و از خاورمیانه - بیش از نیمی از کل پروازهای برنامهریزی شده منطقهای - لغو شده است که تقریباً 6 میلیون مسافر را تحت تأثیر قرار داده است.
تأثیر مالی قابل توجه است. خطوط هوایی خاورمیانه به دلیل جابجایی خدمه و هواپیماها با چالشهای عملیاتی روبرو هستند، در حالی که گردشگری منطقهای تقریباً متوقف شده است. جان استریکلند، مشاور هوانوردی، بر فشارهای مالی مداوم تأکید کرد: “هزینههایی مانند هواپیما، کارکنان، نگهداری و هزینههای اداری علیرغم اختلالات همچنان ادامه دارد.”
اقتصاد گردشگری تخمین میزند که هزینههای از دست رفته گردشگران میتواند از ۱.۴ میلیارد تا ۱.۴ میلیارد تا ۱.۵۶ میلیارد تا در سال جاری متغیر باشد، که تا حد زیادی به مدت زمان جنگ و تأثیر بازدارنده آن بر مسافران بستگی دارد. با توجه به شرایط فعلی، انتظار میرود که حداکثر این محدوده باشد. پیامدهای آن همچنین در سطح جهانی به کشورهایی که به ارتباطات خلیج فارس وابسته هستند، از جمله هند و استرالیا، گسترش مییابد. برندن سوبی، تحلیلگر هوانوردی، خاطرنشان کرد: “صدها مقصد به طور قابل توجهی و با درجات مختلف تحت تأثیر قرار گرفتهاند.”
نمونهای از این اختلال مربوط به شرکت منابع انسانی و حقوق و دستمزد Deel مستقر در سانفرانسیسکو است که نزدیک به ۱۵۰۰ کارمند خود را برای یک رویداد شرکتی در اواخر فوریه به دبی آورد. حمله آمریکا به ایران یک روز پس از این رویداد، حدود ۵۰۰ کارمند را سرگردان کرد. Deel به سرعت واکنش نشان داد و حدود ۱۰۰ کارمند را با اتوبوس به عمان منتقل کرد تا از منطقه خارج شوند. ظرف یک هفته، تقریباً همه کارمندان تخلیه شدند.
در حالی که اکثر مسافران آسیبدیده از تلاشهای خطوط هوایی در شرایط دشوار قدردانی کردند، برخی دیگر اطلاعات ضد و نقیضی از کمکهای محدود گزارش دادند. مسافران آمریکایی نیز از حمایت ناکافی وزارت امور خارجه ایالات متحده ابراز ناامیدی کردند.
این موضوع برای شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس که همگی دولتی هستند و به سود و خدمات مشتری قوی شهرت دارند، بسیار حائز اهمیت است. امارات و قطر ایرویز به درخواستهای مصاحبه پاسخ ندادند و در عوض به بیانیههای راهنمای مسافران موجود اشاره کردند. اتحاد ایرویز نیز به همین ترتیب پاسخی نداد.
شرکت هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ در جریان جنگ عراق و ایران تأسیس شد، اولین شرکت هواپیمایی خلیج فارس بود که مدتها پیش از آنکه دبی به قطب مالی آسمانخراشها تبدیل شود، به شهرت جهانی دست یافت. امروزه، شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس با کسب تقریباً ۱TP4T29 به ازای هر مسافر در سال گذشته، در مقایسه با کمی کمتر از ۱TP4T11 برای شرکتهای هواپیمایی اروپایی و ۱TP4T10 برای شرکتهای هواپیمایی آمریکای شمالی، طبق اعلام انجمن بینالمللی حمل و نقل هوایی، از بالاترین حاشیه سود در صنعت برخوردارند.
تونی استانتون، مدیرعامل شرکت مشاوره استراتژیک ایر، خاطرنشان کرد: “آزمون واقعی اعتبار برای برندهای برتر، وقوع اختلال نیست، بلکه حفظ اعتماد به نفس، آرامش و کنترل در طول آن است.”
علیرغم بحران فعلی، کارشناسان با اشاره به اینکه سفرهای هوایی معمولاً پس از حوادثی مانند سقوط هواپیما، حملات تروریستی یا بیماریهای همهگیر به سرعت به حالت عادی برمیگردند، پیشبینی میکنند که پس از فروکش کردن درگیری، شاهد بهبود سریعی باشیم. ادی پینیازک از شرکت مشاوره ایشکا خاطرنشان کرد: “مسافران معمولاً حافظه کوتاهی دارند، به خصوص زمانی که قیمتهای مناسب در دسترس باشد.”
انتظار میرود ذخایر مالی امارات، اتحاد و قطر ایرویز، بهبود اوضاع را تسهیل کند، اگرچه خطوط هوایی کوچکتر و ارزانتر ممکن است با چالشهای بیشتری روبرو شوند.
در همین حال، طبق گزارشها، شرکتهای هواپیمایی خارج از منطقه مانند بریتیش ایرویز، لوفتهانزا، کانتاس و ترکیش ایرلاینز شاهد افزایش تقاضا هستند زیرا مسافران به دنبال مسیرهای جایگزین هستند. لوفتهانزا اخیراً اعلام کرده است که قصد دارد پروازهایی را به ویژه به آسیا و آفریقا، از جمله خدمات محدود از آلمان به سنگاپور، کیپ تاون و ریاض، عربستان سعودی، اضافه کند.
با این حال، به دلیل محدودیت در دسترسی به هواپیماها و خدمه، گسترش ظرفیت همچنان دشوار است و عدم قطعیت در مورد مدت زمان جنگ، پیشبینی سفر را پیچیده میکند.
با وجود اتفاقات اخیر، جو کافمن، رئیس و مدیر مالی شرکت دیل، با اشاره به امکانات رفاهی و دسترسی جهانی دبی، همچنان نسبت به این شهر به عنوان یک مقصد تجاری خوشبین است. او گفت: “من واقعاً فکر میکنم دبی همچنان مکان خوبی برای ما خواهد بود.”.
این مقاله در ابتدا در نیویورک تایمز منتشر شد.
تحلیل ویژه از عمانت | بازار عمان را کشف کنید
درگیریهای جاری در خلیج فارس، پروازهای خطوط هوایی اصلی خلیج فارس، از جمله امارات، قطر ایرویز و اتحاد را به شدت مختل کرده است و این موضوع، نشاندهندهی بحران منطقهای است. آسیبپذیری در برابر خطرات ژئوپلیتیکی علیرغم ذخایر مالی قوی و موقعیت جغرافیایی استراتژیک. برای کسبوکارها در عمان، این اختلال فرصتی را فراهم میکند تا تقویت مسیرهای ترانزیت جایگزین و تقویت زیرساختهای هوانوردی و گردشگری محلی برای جذب ترافیک هدایتشده. سرمایهگذاران هوشمند باید در نظر بگیرند تابآوری شرکتهای هواپیمایی ممتاز و رشد بالقوه برای خطوط هوایی کوچکتر منطقهای یا خدمات مسافرتی مکمل، همزمان با بازآرایی صنعت پس از بحران.
